تحلیل مقابله­ای مزرعۀ حیوانات

به ترجمۀ صالح حسینی و معصومه نبی­زاده

گفتار زیر بخشی است از کتاب دوجلدی آموزش ترجمه که در دست تألیف دارم. هر درس این کتاب از دو بخش تشکیل می­شود: ۱) یک متن انگلیسی، شرح و تحلیل نکات دستوری و معنایی و کاربردی آن و مسائل مربوط به ترجمه و زبان فارسی، و ترجمۀ متن انگلیسی. ۲) تمرین. تمرین­ها بر دو نوع­اند. نوع اول آن­ها همانند بخش اول درس یک متن انگلیسی با شرح و تحلیل آن است، منتها بدون ترجمه که خود خوانندگان باید آن را ترجمه کنند. تمرین­های نوع دوم به مقابلۀ ترجمه با متن اصلی اختصاص دارد. در این بخش نمونه­هایی از ترجمه­های خوب و شاخص و برجسته انتخاب شده و سؤالاتی دربارۀ ترجمه پرسیده شده و نکات مهم آن مطرح شده است.

هدف ما از بخش مقابلۀ ترجمه با متن اصلی و ارزیابی آن، آموزش ترجمه از بزرگان این رشته است. با این کار می­توان بسیاری از مشکلات واژگانی و نحوی ترجمه را حل کرد و شیوه­های گوناگون ترجمه را شناخت. نظریۀ ترجمه بدون ارجاع به عمل و بهره­گرفتن از تجربیات مترجمان کارکشته، هیچ است و عمل ترجمه را چاره­ای بهتر از مددگرفتن از نظریۀ ترجمه نیست. نظریه­های گوناگون ترجمه را می­توان با عنایت به کار عملی مترجمان بهتر و آسان­تر دریافت و آموزش داد.

 در بخش تمرین تأکید ما بر تفکر و تحلیل خود خوانندگان و ترجمه­آموزان است. سؤال­هایی که مطرح می­شود، خواننده را به تأمل وامی­دارد و او را عملاً درگیر فرایند ترجمه و مسائل و مشکلات آن می­سازد.

بخش آغازین مزرعۀ حیوانات اثر جورج اوروِل به ترجمۀ صالح حسینی و معصومه نبی­زاده (۷-۱۳۸۲:۵) را انتخاب کرده و سئولاتی دربارۀ آن مطرح کرده­ایم. علاوه بر پرسش­های مربوط به هر جمله، پرسش­های زیر را نیز پاسخ دهید:

-       آیا مترجمان توانسته­اند به سبکی معادل سبک متن اصلی دست یابند؟

-       مترجمان تغییراتی در متن اصلی داده­اند تا به ترجمه­ای طبیعی و روان دست یابند. این تغییرات را دسته­بندی و آن­ها را ارزیابی کنید.

-       موارد حذف و اضافه را مشخص سازید و دربارۀ آن­ها بحث کنید.

-       آیا ترجمه شیوا و روان است و خلل و دست­اندازی ندارد و آن را می­توان به­راحتی و بدون اشکال خواند؟

-       آیا ترجمه با متن اصلی متفاوت است؟ امکان دارد چیزی از ترجمه کم یا بر آن اضافه نشده باشد، اما متن ترجمه به لحاظ معنایی و کاربردی با متن اصلی تفاوت داشته باشد؟

-       آیا ترجمه ابهامی دارد که باعث آن مترجمان باشند؟

-       آیا مترجمان مخاطب اصلی را شناخته و برای چنین مخاطبی در فارسی ترجمه کرده­اند؟

-       آیا مترجمان ویژگی­های شاخص متن اصلی را تشخیص داده و آن­ها را به­خوبی به فارسی منتقل کرده­اند؟

Chapter 1

(1) Mr. Jones, of the Manor Farm, had locked the hen-houses for the night, but was too drunk to remember to shut the pop-holes. (2) With the ring of light from his lantern dancing from side to side, he lurched across the yard,  kicked off his boots at the back door, drew himself a last glass of beer from the barrel in the scullery, and made his way up to bed, where Mrs. Jones was already snoring.

(3) As soon as the light in the bedroom went out there was a stirring and a fluttering all through the farm buildings. (4) Word had gone round during the day that old Major, the prize Middle White boar, had had a strange dream on the previous night and wished to communicate it to the other animals. (۵) It had been agreed that they should all meet in the big barn as soon as Mr. Jones was safely out of the way. (6) Old Major (so he was always called, though the name under which he had been exhibited was Willingdon Beauty)  was so highly regarded on the farm that everyone was quite ready to lose anhour’s sleep in order to hear what he had to say.

 (۷) At one end of the big barn, on a sort of raised platform, Major was already ensconced on his bed of straw, under a lantern which hung from a beam. (8) He was twelve years old and had lately grown rather stout, but he was still a majestic-looking pig, with a wise and benevolent appearance in spite of the fact that his tushes had never been cut. (9) Before long the other animals began to arrive and make themselves comfortable after their different fashions. (10) First came the three dogs, Bluebell, Jessie, and Pincher, and then the pigs, who settled down in the straw immediately in front of the platform. (11) The hens perched themselves on the window-sills, the pigeons fluttered up to the rafters, the sheep and cows lay down behind the pigs and began to chew the cud. (12) The two cart-horses, Boxer and Clover, came in together, walking very slowly and setting down their vast hairy hoofs with great care lest there should be some small animal concealed in the straw. (13) Clover was a stout motherly mare approaching middle life, who had never quite got her figure back after her fourth foal. (۱۴) Boxer was an enormous beast, nearly eighteen hands high, and as strong as any two ordinary horses put together. (15) A white stripe down his nose gave him a somewhat stupid appearance, and in fact he was not of first-rate intelligence, but he was universally respected for his steadiness of  character and tremendous powers of work. (16) After the horses came Muriel, the white goat, and Benjamin, the donkey. (17) Benjamin was the oldest animal on the farm, and the worst tempered. (18) He seldom talked, and when he did, it was usually to make some cynical remark–for instance, he would say that God had given him a tail to keep the flies off, but that he would sooner have had no tail and no flies. (19) Alone among the animals on the farm he never laughed. (20) If asked why, he would say that he saw nothing to laugh at. (۲۱) Nevertheless, without openly admitting it, he was devoted to Boxer; the two of them usually spent their Sundays together in the small paddock beyond the orchard, grazing side by side and never speaking. 

(George Orwell, 1945:5-7)

فصل اول

(۱) شب که شد آقای جونز، صاحب مزرعۀ اربابی[۱]، درِ مرغداری را قفل کرده بود، منتها از فرط مستی یادش رفته بود روزنه­های بالای آن را ببندد. (۲) در حلقۀ روشنایی فانوسش که این سو و آن سو تاب می­خورد، تلوتلوخوران از حیاط گذشت. به درِ عقب که رسید، چکمه­اش را با شلنگه از پا در آورد و آخرین گیلاس آبجو را از بشکۀ ظرفشوخانه پر کرد و راهش را کشید به تختخواب رفت. خانم جونز، تا بگویی چه، صدای خُر و پفش بلند شده بود.

(۳) همین­که چراغ اتاق خواب خاموش شد، جنب و جوشی سرتاسر مزرعه را فراگرفت. (۴) آن روز دهن­به­دهن گشته بود که میجر پیر، گرازِ سفیدیال صاحب مدال[۲]، شب پیش خواب عجیبی دیده است و می­خواهد نقل آن را برای حیوانات دیگر بگوید. (۵) بنا را بر این گذاشتند که به­محض خلاص­شدن از شرّ آقای جونز، همگی در طویلۀ بزرگ جمع شوند. (۶) میجر پیر (که همیشه به این اسم نامیده می­شد، منتها با نام «زیبای ولینگدون» در نمایشگاه شرکت کرده بود) به­قدری در مزرعه مورد احترام بود که همه حاضر بودند برای شنیدن حرف­هایش، ساعتی از خواب شب­شان را بزنند.

(۷) میجر بر جایگاه بلند سکومانندی در ته طویلۀ بزرگ، زیر فانوسی که از تیر آویزان بود، روی بستری از کاه جا خوش کرده بود. (۸) دوازده سالی از عمرش می­گذشت و این اواخر هم خیلی تنومند شده بود ولی هنوز هم خوک باهیبتی بود و با وجود این­که دندان­هایش را کشیده بودند، ظاهر حکیمانه و خیرخواهانه­ای داشت. (۹) دیر نپایید که سر و کلۀ حیوانات دیگر هم پیدا شد و هرکدام برای خود جایی دست و پا کردند. (۱۰) اول از همه بلوبل و جسی و پنیچرسگه آمدند و بعد ماده­خوک­ها، که هنوز نرسیده روی کاه­های جلو سکو لم دادند. (۱۱) مرغ­ها روی لبۀ پنجره نشستند و کبوتران بال­زنان روی تیرهای سقف جاگرفتند. گاوها و گوسفندان پشت سر ماده­خوک­ها دراز کشیدند و بنای نشخوارکردن گذاشتند. (۱۲) باکسر و کلووراسبه، که هر دو ارابه­کش بودند، سلانه­سلانه با هم آمدند و سم­های بزرگ و پشمالوی خود را از ترس این­که مبادا حیوان کوچکی در کاه قایم شده باشد، بااحتیاط در آن فرو می­بردند. (۱۳) کلوور مادیان تنومند و میانسالی بود و حالتی مادرانه داشت و پس از زایمان چهارمین کره­اش، دیگر نتوانسته بود تناسب اندام گذشته را بازیابد. (۱۴) باکسر حیوان فوق­العاده­ای بود، قدش هجده گز و زور و قوتش به اندازۀ دو اسب معمولی بود. (۱۵) خط سفید پایین پوزه­اش ظاهری احمقانه به او می­داد. راستش را بخواهید، هوش و ذکاوت خیلی خوبی هم نداشت، ولی به سبب پایمردی و زور بازوی بی­نظیرش، مورد احترام همگان بود. (۱۶) بعد از اسب­ها، موریل­بُزه و بنجامین­الاغه آمدند. (۱۷) بنجامین از دیگر حیوانات مزرعه پیرتر و بدعنق­تر بود. (۱۸) خیلی کم حرف می­زد، و وقتی هم چیزی می­گفت معمولاً آیۀ یأس می­خواند. مثلاً می­گفت خدا به من دُم داده که با آن مگس­ها را دور کنم ولی کاش نه دُم می­داد و نه مگسی می­آفرید. (۱۹) بنجامین در میان حیوانات مزرعه تنها کسی بود که هیچ­وقت نمی­خندید، (۲۰) و علتش را هم که می­پرسیدند، می­گفت، آخر به چه بخندم. (۲۱) ارادت خاصی به باکسر داشت، ولی هیچ­وقت علناً چیزی ابراز نمی­کرد. آن دو معمولاً یکشنبه­ها را در چمن­زار کوچک پشت باغ، بدون هیچ حرفی و حدیثی، کنار هم می­چریدند.

صالح حسینی و معصومه نبی­زاده، ۱۳۸۲: ۵-۷

(۱)  چرا مترجمان for the night را به «شب که شد» ترجمه کرده­اند؟

- «مرغداری» معادل مناسبی برای hen-house است یا «مرغدانی»؟

- نظر شما در مورد معادلِ «از فرط مستی» برای drunk to… چیست؟

(۲)  دو حرف اضافه در آغاز جمله به­گونه­ای دیگر ترجمه شده­اند: with به «در» و across به «از» تبدیل شده. Dance به «تاب­خوردن» برگردانده شده و made his way به «راهش را کشید».

- جملۀ دوم متن انگلیسی به سه جملۀ مستقل تقسیم شده، و جملۀ ۱۵ و ۲۱ به دو جمله. از طرفی، جمله­های ۱۹ و ۲۰ انگلیسی در هم ادغام شده­اند. آیا مترجمان توجیهی منطقی برای این کارشان داشته­اند؟

- آیا «تا بگویی چه» معادلی در متن اصلی دارد؟

(۳)  آیا مترجمان کار درستی کرده­اند که all through the form buildings را به «سرتاسر مزرعه» برگردانده­اند؟

(۴)  دربارۀ درستی یا نادرستی سه معادل زیر بحث کنید:

دهن به دهن گشته بود

words had gone round

صاحب مدال

prize

نقل آن را به حیوانات دیگر بگوید

communicate it to the other animals

- مترجمان «سفیدیال» را چرا با حروف سیاه مشخص کرده­اند؟

- «صاحب مدال» را چگونه بخوانیم: صاحبِ مدال، صاحبْ مدال.

(۵)  چرا agree به «بنا را بر این گذاشتند» ترجمه شده است؟

- مترجمان چگونه به معادل «خلاص­شدن از شرّ آقای جونز» در برابر Mr. Jones was safely out of the way رسیده­اند؟

- اگر شما مترجم بودید، meet را چگونه ترجمه می­کردید؟

(۶)  مترجمان چرا فعل exhibit را به «در نمایشگاه شرکت کردن» برگردانده­اند؟

- quite در ترجمه حذف شده. این کار مترجمان درست بوده یا نه؟

- اگر شما مترجم بودید، to lose an hour’s sleep را به «ساعتی از خواب شب­شان زدن» ترجمه می­کردید؟

(۷)  مترجمان با چه استدلالی به «جایگاه» و «مانند» رسیده­اند؟

- already در ترجمه حذف شده. شما این حذف را چگونه جبران می­کنید؟

(۸) «هم» در این جمله معادلی در انگلیسی ندارد. آیا این کلمه را مترجمان «از خودشان» اضافه کرده­اند یا با توجه به شیوۀ بیان فارسی؟

- بسیاری از مترجمان خود را ملزم می­دانند که the fact that را حتماً ترجمه کنند. مترجمان ناشی یا راحت­طلبی که نه به فرهنگ تک­زبانه یا دوزبانه مراجعه می­کنند، و نه به متن اصلی و نیز زبان فارسی توجه دارند، این عبارت و the fact is that را به «حقیقت این است» و «این حقیقت که» و جز آن برمی­گردانند. In spite if/ despite of the fact that معادل­های سرراستی در فارسی دارد، از جمله با وجود این­که، با این­که. جالب است بدانید که عده­ای از دستورنویسان و نویسندگان انگلیسی (مثلاً N. Foster 2004: 84, M. Nurnberg 1972:118) عبارت the fact that را زاید می­دانند و پیشنهاد می­کنند که فقط that استفاده شود.

موارد دیگر:

Is it not a fact that we are all human beings?

مگر نه این است که ما همه انسانیم؟

(شاپور اردشیرجی ۴۸۲: ۱۳۵۱)

قدر مسلم این است که­، قدر مسلم این که

the fact is that

نظر به این­که، با توجه به این­که

in view of the fact that

- مترجمان دو بخش آخر جملۀ انگلیسی را برای رسیدن به فارسی طبیعی و روان جابه­جا کرده­اند: «با وجود این­که دندان­هایش را نکشیده بودند… نیز نگاه کنید به جملۀ ۲۱٫

(۹) – عبارت قیدی before long در فارسی به جمله­وارۀ «دیری نپایید که» ترجمه شده. آیا این کارِ مترجمان درست است؟

- فعل begin to در این جمله و جملۀ ۱۱ چگونه ترجمه شده؟

- آیا after their different fashions معادل مناسبی در فارسی گرفته؟

(۱۰) اگر به متن انگلیسی دسترسی نداشته باشیم، تلفظ درست «بلوبل» را چگونه باید تشخیص دهیم؟

- ظاهراً «که هنوز نرسیده» در برابر immediately آمده. آیا این قید توصیفگرِ مکان (جلو سکو) است یا توصیفگرِ زمان و حالت خوک­ها؟

(۱۱) چرا flutter به «بال­زنان جا گرفتن» برگردانده شده؟

(۱۲) lest چه معادلی در فارسی گرفته؟

(۱۳) قید motherly به جمله­وارۀ «که حالتی مادرانه داشت» ترجمه شده.

- آیا approaching معادلی در فارسی یافته؟

- figure چرا به «تناسب اندام» ترجمه شده؟

- «زایمان» در فارسی اضافه شده. آیا این افزایش را تأیید می­کنید؟

(۱۴) hand واحد اندازه­گیری ارتفاع اسب است، معادل با ۱۶/۱۰ سانتی­متر یا ۴ اینچ. برطبق فرهنگ فارسی امروز صدری افشار، «گز» واحد قدیمی طول است برابر با حدود یک متر. آیا قدّ اسبی به نام باکسر ۱۸ متر است؟

- صفتِ strong به اسم «زور و قوت» برگردانده شده و ساختار این بخش از جملۀ فارسی متفاوت با ساختار انگلیسی است.

(۱۵) قیدِ universally به اسم «همگان» تبدیل شده و in fact به «راستش را بخواهید». این موارد تغییر و دگرگونی، و مورد آخر جملۀ ۱۴ را چگونه ارزیابی می­کنید؟

- حرف اضافۀ for را مترجمان به «به سببِ» ترجمه کرده­اند. و نیز نگاه کنید به تغییرات حروف اضافه در جملۀ ۲٫

- آیا حذف somewhat توجیه­پذیر است؟

(۱۶) مترجمان برای معرفی بعضی از حیوانات از شکل گفتاری -بُزه، -الاغه (موریل­بُزه و بنجامین­الاغه) و –سگه (بلوبل و جسی و پنیچرسگه، جملۀ ۱۰) استفاده کرده­اند. این نامگذاری را با توجه به سبک کتاب چگونه ارزیابی می­کنید؟

(۱۸) فاعل he در آغاز جملۀ فارسی به­درستی حذف شده، زیرا فعل فارسی (کم حرف می­زد)، خود، مشخص می­کند که فاعل کیست؟

- made some cynical remark به «آیۀ یأس می­خواند» ترجمه شده. نظر شما چیست؟

- would sooner بر ترجیح دادن چیزی دلالت می­کند که مترجمان در مقابل آن «کاش» آورده­اند. نظر شما چیست؟

(۱۹) فاعل انگلیسی در اواخر جمله و فاعل فارسی در اول جمله آمده. آیا مترجمان کار درستی کرده­اند که فاعل را در اول جمله آورده­اند؟

(۲۰) «آخر» در «آخر به چه بخندم» در مقابل چه واژه یا واژه­های انگلیسی آمده؟ آیا دلیل وجود این کلمه شیوۀ بیان فارسی و همآیی «آخر» در این ساختار فارسی نیست؟

(۲۱) ترتیب دو بخش اول این جمله در انگلیسی و فارسی متفاوت است. nevertheless در اول جملۀ انگلیسی و «ولی» در بین دو بخش آمده. چرا؟ نیز نگاه کنید به آخرین توضیح جملۀ ۸٫

Nevertheless, without openly admitting it, he was devoted to Boxer;

اردات خاصی به باکسر داشت ولی هیچ­وقت علناً چیزی را ابراز نمی­کرد.

- «حرف و حدیث» برطبق فرهنگ فارسی عامیانۀ ابوالحسن نجفی (۱۳۷۸) یعنی «آن­چه مایۀ عیب­جویی و گله­گزاری شود». این عبارت مقابل never speaking آمده. نظر شما چیست؟

———————————–

منابع

Foster N. 2004, Dictionary of Grammer and Style. New Delhi: IVY Publishing House.

Nurnberg, M. 1972: Questions You Always Wanted to Ask about English. New Yourk: Washington Square Press.

Orwell, George. 1945. Animal Farm. Middlesex: Penguin Books.

اردشیرجی، شاپور (۱۳۵۱)، فرهنگ اصطلاحات فارسی-انگلیسی. تهران: دانشگاه تهران.

حسینی، صالح و معصومه نبی­زاده. ۱۳۸۲٫ مزرعۀ حیوانات. جورج اورول. تهران: انتشارات دوستان.

 


[1]. با توجه به manor house (خانۀ اربابی)، Manor Farm را «مزرعۀ اربابی» ترجمه کردیم.

[۲]. به­جای Prize Middle White boar. دو کلمۀ وسط، یعنی Middle White را «نایب قهرمان» ترجمه کرده بودیم. معادل «سفیدیال» مدیون دقت عالمانۀ دکتر کامران احتشام است. باری Middle White علاوه بر نژاد، به­لحاظ تمثیلی دال بر طبقۀ متوسط هم هست. طبق گفتۀ یکی از منتقدان، میجر چه­بسا مظهر مارکس یا لنین بوده باشد، اما به­یقین فرانمودی است از روشنفکر طبقۀ متوسط اروپای غربی. پیداست که دلالت معنای دوم به هیچ­وجه در ترجمه منتقل نمی­شود.