دوبیتی


دوبیتی دشستانی

خبر اومد که دشتستون بهاره

زمین ازخونِ احمد لاله زاره

خبر ور مادرِ پیرش رسونید      

که احمد یک تن و دشمن هزاره

مرثیه ای برای احمد دشتستانی که در حمله ی انگلیسی ها به بوشهر در زمان ناصرالدین شاه کشته شد.

(هفت صد ترانه، گردآورنده حسین کوهی کرمانی. تهران: انتشارات ابن سینا، 1347)

روی خوش و آواز خوش


روی خوش و آواز خوش، هر یک لذتی

بنگر که لذت چون بود محبوب خوش آواز را

                    سعدی

جند شعر از رسول ادهمی

تنهایی

مش یداله قبل از این که از تنهایی دق کند

سنگ قبرش را خودش سفارش داد:

لعنت به پدر و مادر کسی که در این مکان اشک بریزد

ادامه نوشته

مصاحبه  خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)-منطقه مرکزی با من


استاد ترجمه و زبان‌‌شناسی دانشگاه آزاد اراک:
تعامل هرچه بیشتر نظریه پردازان و مترجمان ضروری است
وقتی استادی خودش نمی‌داند که ترجمه چیست، چطور می‌تواند آموزش دهد

علمی و آموزشی 15/4/1390 13:11:33904-1787-5 كد خبر



استاد ترجمه و زبان شناسی دانشگاه آزاد اسلامی اراک گفت: تقویت و پاسداشت زبان فارسی که یکی از ارکان هویت ملی ماست بسیار ارزشمند است.



حسن هاشمی میناباد در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)- منطقه مرکزی، اظهار کرد‌: ترجمه به هدف و مخاطب ما بستگی دارد، ابتدا باید ببینیم که می‌خواهیم چه کاری را برای چه کسی انجام دهیم و آن گاه به تعریف ترجمه بپردازیم. به طور کلی، ترجمه انتقال پیامی ست از یک زبان به زبانی دیگر. معنا و پیام در اولویت قرار دارد. صورت و ساختارهای دستوری به خدمت گرفته می‌شوند تا این پیام به مخاطب مورد نظر انتقال داده شود. گاهی صورت یا سبک هم در ترجمه مطرح می‌شود، بویژه در ترجمه ادبی و شعر. در این جا در کنار انتقال پیام باید به نحوی سبک برابر یا متناظر را به زبان مقصد منتقل کرد. حتی گاهی نقش و کارکرد(function) در ترجمه اهمیت می یابد. به عبارت دیگر، متن اصلی چه کارکردی در زبان مبدا دارد و ما چگونه باید آن نقش را به زبان مقصد برگردانیم.

ادامه نوشته

Lexicography, terminography, terminology



اصطلاح شناسی، اصطلاح نگاری، فرهنگ نگاری

Terminology یعنی دانش اصطلاح شناسی، نظام اصطلاح شناسی و نیز فرهنگ اصطلاحات. این اصطلاح را ووستر(wuster) در دهه ی 1920 وضع کرد. بسیاری از فرهنگ نویسان و اصطلاح شناسان از معنای سوم آن (فرهنگ اصطلاحات ، واژه نامه ی اصطلاحات) غافل مانده اند. Terminography که بعد از 1975 در استاندارد اصطلاح شناسی ایزو 1087 مطرح شد یعنی آن بخش از اصطلاح شناسی که به تدوین و تألیف فرهنگ های اصطلاح شناختی می پردازد. من معادل «اصطلاح نگاری» را برای آن وضع کرده ام. نظر شما چیست؟

ادامه نوشته

یارِ ترسنده


آمد برِ من.

که؟

یار.

کِی؟

وقتِ سحر.


ترسنده ز که؟

ز خصم.

خصمش که؟

پدر.


دادمش دو بوسه.

بر کجا؟

بر لب بر.


لب بُد؟

نه!

چه بُد؟

عقیق.

چون بُد؟

چو شکر.                     

           منسوب به عنصری

دیوِ دروغ

در آیین زرتشتی، دروغ یا دروج ماده دیوی است که اهریمن برای رواج ناراستی و فریب آفرید. او بدترین دیوی است که انسان را گرفتار چنگال خویش می کند.

فاجعه ی ترجمه(2)


اگر یک واژه ی ژاپنی درست ترجمه می شد، فاجعه ی فرود بمب اتمی بر سر هیروشیما و ناکازاکی شاید اتّفاق نمی افتاد. این واژه «موکوساتسو»(mokusatsu) بود به معنی «نادیده گرفتن»، «نظری نداشتن» یا «از اظهار نظر خودداری کردن».  امریکا قبل از انداختن نخستین بمب اتمی، به ژاپن اخطار داد که سلاح جدیدی دارد و به منظور جلوگیری از خرابی و انهدام گسترده ی شهرهای ژاپن، فرصت تسلیم را به ژاپن داد. دولت ژاپن اعلام کردکه به دنبال جلسه ی هیئت وزیران خود سیاست موکوساتسو را در پیش گرفته است. این واژه در انگلیسی به ignore (نادیده گرفتن) ترجمه شد و امریکا هیروشیما و ناکازاکی را بمباران اتمی کرد.

شب چله و کتاب خوانی

در بسیاری از نقاط ایران، از جمله گلپایگان ، کتاب خوانی یکی از مراسم شب چله بوده است. خواندن شاهنامه، گلستان و کتاب های داستانی مانند سمک عیار و امیرارسلان نامدار در این شب مرسوم بوده . خانواده ها دور هم جمع می شدند و یک نفر برای آن ها کتاب می خواند. خواندن امیرارسلان نامدار تا آخرین شب های اسفند پایان می یافت. هر شب در پایان کتاب خوانی ، خواننده ی به نشانه ی اتمام شب نشینی می گفت:

هر نیکی و بدی که در کتاب است    

بر هم زنید که وقتِ خواب است

خواجه پیروز و حاجی فیروز


برخی از کلمات فارسی شکل عربی پیدا کرده و به اصطلاح معرّب شده است. دلیل آن نفوذ عربی در فارسی و نیز خودباختگی ایرانیان در برابر عرب هاست. پیل به فیل و پارسی به فارسی و پیروز به فیروز تبدیل شده. خواجه پیروز، شخصیت اسطوره ای که در پایان سال ظاهر می شود، نیز به حاجی فیروز بدل شده . خواجه پیروز به یک تعبیر نماد پیروز شدن نوروز و بهار بر زمستان است و به تعبیر دیگر نماد بازگشت ارواح مردگان یعنی فروهرها از آسمان (نگاه کنید به حسین آذران(1381) جشن نوروز . تهران:  انتشاران هیرمند. ص41-39)

شمول واژه های عالمانه و عامیانه در فرهنگ تخصصی

چند سال پیش(واژه نامه ی نسخه شناسی و کتاب پردازی،1379) نوشتم:

«هر واژه ای را از هر مقوله ی دستوری که در موقعیتی تخصصی و فنی و حرفه ای کاربرد خاصی داشته باشد می توان اصطلاح خواند.» بهرام بیضایی(نمایش در ایران. تهران: انتشارات روشنگران، 1344/139) در آغاز بخش «واژه نامه ی نمایشی»(ص213) می نویسد:«در این فهرست نمایشی بودن واژه ها یا اصطلاح ها یا ترکیب ها در نظر گرفته شده نه عامیانه بودن یا عالمانه بودن یا ادیبانه بودن آن ها.»

و من نوشته بودم:«از آن جا که مرجع نگاران و «کتاب نویسان» و مؤلّفان از طبقات فرهیخته و بالای اجتماع هستند و در پژوهش های خود عمدتاً با طبقات پایین رشته ی تخصصی خود ارتباط مستقیم ندارند، اصطلاحات تخصّصی این دسته ی اخیر وارد کتاب ها و مراجع نمی شود. این «تبیعض» طبقاتی و زبانی، تحصیل کردگان را از نعمت وجود اصطلاحات حیّ و حاضر و مفید و کمک کار، به ویژه در امر ترجمه، محروم می کند. از دیرباز عده ای بر این گونه واژگان برچسب «لوترا» یا «ژارگون» (jargon) زده و آنها را به حاشیه ی علم کشانده اند. صراحت و قدرت و پویایی زبان حرفه ای و «لوترا» شگفت انگیز است و می تواند بسیاری از گره های واژه سازی و معادل یابی و ترجمه و اصطلاح شناسی را به راحتی بگشاید. در این کتاب [واژه نامه ی نسخه شناسی و کتاب پردازی] علاوه بر آوردن واژه های مورد استفاده ی فرهیختگان ، از آوردن واژه های متداول در میان صنف«پایین» کتاب ابا نکرده ایم.

خلاء در حوزه ی معنایی و واژگانی


حوزه ی معنایی واژه ها ارتباط هایی با حوزه ی دستوری آن دارد. هر کلمه مشتقاتی دارد از قبیل اسم، صفت، قید، اسم فاعل، اسم مفعول و ... این مشتقات همگی در فرهنگ  باید ثبت شود. اما گاهی خلاء هایی در این نظام وجود دارد: ما با ناملایمات زندگی دست و پنجه نرم می کنیم، اما ملایمات زندگی در زبان به کار نمی رود. بهرام بیضایی(نمایش در ایران، تهران: انتشارات روشنگران و مطالعات زنان . ص214و218 ) می گوید عمل بزک و شبیه سازی در هنرهای نمایشی اسم فاعل ندارد، زیرا تقلید چی ها خودشان خود را بزک می کردند و به کس دیگری خاص انجام این کار احتیاجی نبود است.[در مقابل گریم و گریمور]. شبیه سازی(= تغییر یا آرایش چهره در تعزیه) اسم فاعل ندارد، زیرا شبیه ها خودشان صورت خود را آرایش می کردند یا تغییر می دادند و به شخص خاص برای این کار احتیاج نبود.