چكیده

      در منــابع ترجمه پــژوهشی و در كلاس های ترجمه به دانش جویان و ترجمه آموزان توصیه می كنند كه متون ادبی كلاسیك فارسی یا داستان و رمان بخوانند تا تسلط آن ها بر زبان فارسی بیشتر شود، اما به نقش و فایده ی مقابله ی ترجمه با متن اصلی که چندان اشاره ای  نمی كنند. مقابله ی ترجمه با متن اصلی که یكی از شاخه های متن شناسی مقابله ای است در زبان آموزی ،آموزش ترجمه و ترجمه پژوهی، شناخت ادبیات، كمك به فرهنگ نگار، كمك به واژه سازی و واژه گزینی و معادل یابی نقش بس سازنده ای دارد . این مقاله به طرح و بررسی این موضوع می پردازد و ضمن آوردن نمونه هایی از ترجمه ها و متن اصلی آن ها نكاتی درباره ی فواید واژگانی و نحوی این كار و نقش آن در یادگیری روش های ترجمه مطرح می كند.

واژگان كلیدی: مقابله ی ترجمه با متن اصلی، متن شناسی مقابله ای،  زبان آموزی، روش های ترجمه، ترجمه پژوهی، فرهنگ نگاری، ادبیات، واژه گزینی.

مقابله ی ترجمه با متن اصلی چیست و چه فوایدی دارد؟ در منابع ترجمه پژوهی ودر كلاس های ترجمه به این موضوع اشاره نشده است، در حالی كه نقش بسیار كارسازی در آموزش زبان و ادبیات و ترجمه و نیز در فرهنگ نگاری و واژه سازی و واژه گزینی دارد . در این مقاله ابتدا ضرورت و اهمیت این كار را بررسی می كنیم و سپس به استناد به نمونه هایی از ترجمه های غزلیات حافظ و مثنوی مولوی و نیز فرهنگ برابرهای ادبی (صالح حسینی 1380 ) مواردی از مسائل واژگانی و نحوی ای كه با استفاده از نمونه های فوق و منابع و اطلاعات دیگر می توان آن ها را حل كرد می آوریم .

1. فواید مقابله

دركلاس های ترجمه به ما گفته اند و ما نیز به دانش جویانمان گفته ایم كه : آثار ادبی كلاسیك فارسی بخوانید تا فارسی یاد بگیرید تا كلامتان قوت گیرد و بهتر  ترجمه كنید ؛ داستان و رمان بخوانید تا فارسی تان قوی شود و … . دكتر غلامحسین یوسفی (205 – 1363:177 ) این مطلب را به تفصیل بیان كرده و صالح حسینی ( 27- 11 : 1380 ) بر این نكته تاكید كرده است .او گفته های غلامحسین یوسفی را كه نظر خودش نیز هست چنین خلاصه كرده است :

   دكتر غلامحسین یوسفی در مقاله ی محققانه ی خود « فایده انس با زبان فارسی در ترجمه» ، یكی از اصول اساسی ترجمه را فارسی دانی و مهارت مترجم در زبان فارسی گفته اند . از نظر ایشان احراز ملكه ی فارسی دانی بر اثر غور در متون گذشته و فایده برگرفتن       از آن ها حاصل می شود . تتبع درمتون قدیم و «انس باموازین زبان فارسی  و آثار فصیح موجود و تأمل در شیوه ی تعبیر آن ها به نویسنده و مترجم قدرت آن را می دهد كه برای بیان مفاهیم خود بتواند كلمات لازم را بجوید وبیابد و یا آن ها را بیندیشد و در بیان مقصود در نماند .» همچنین انس با زبان فارسی به مترجم این امكان را می دهد كه مفاهیم و معانی را در قالب كلمات و تركیباتی خوش ساخت و مانوس و آسان فهم ادا كند و به وقت ضرورت نیز از مفردات و مواد و واژگان متون قدیم مدد بگیرد و بر غنای واژگان خود بیفزاید . ایشان درتایید گفتار، در برابر لغــات و تركیبـــات فرنگی بـــا توجه به بعضی از متون خوب فارسی معادل هایی ذكر كرده اند …                                                  

( صالح حسینی 11 : 1380 )

او نمونه ای از « این بهره برداری شایسته و بارور از ادبیات غنی و واژگان وسیع زبان فارسی» را از كتاب خانواده ی تیبو ترجمه ابوالحسن نجفی استاد بزرگ، زبان شناس، ترجمه شناس و ادیب به حق فارسی دان آورده و از تعبیرات و تركیباتی نمونه آورده كه« برگرفته از پیشینیان سخن ساز » است . ( 27 – 18 : 1380 ) .

   در ارزش و صحت این نظر هیچ تردیدی نیست و نگارنده نیز با تجربیات دانش جویی، ترجمه و تدریس ترجمه به فایده ی این گفتار به خوبی پی برده است . اما تا كنون در كلاسی و مقاله ای و جایی نشنیده ام كه مقابله ی متون ترجمه با متن اصلی آن ها را توصیه كنند و فواید آن را برشمرند ، مگر در اشارات كوتاهی در برخی از مصاحبه های مترجمان. حقیقت این است كه یكی از راه های آموزش زبان ادبیات و ترجمه همین نوع مقابله است . با این كار می توان بسیاری از مشكلات واژگانی و نحوی زبان آموزی و ترجمه آموزی را حل كرد .  پژوهش گرانِ بررسی مقابله ای زبان ها و فرهنگ نویسان با مقابله ی ترجمه با متن اصلی می توانند معادل های غنی و جالبی برای ساخت های واژگانی و نحوی دو زبان پیدا كنند و بر غنای كار خود بیفزایند . شیوه های گوناگون ترجمه را می توان از این رهگذر شناخت . نظریه ی ترجمه بدون ارجاع به عمل و بهره گرفتن از تجربیات مترجمان هیچ است و عمل ترجمه را چاره ای  بهتر از مدد گرفتن  از نظریه نیست . نظریه های گوناگون ترجمه را  می توان با عنایت به كار عملی مترجمان بهتر و آسان تر آموزش داد .

1-1.آموزش زبان و ادبیات و نقش مقابله ی متون در آن ها

مقابله ی ترجمه با متن اصلی فرد را به زبان و ادبیات هر دو زبان آشنا  می سازد و موجب ژرف شدن دانش زبانی و ادبی او می شود . یكی از اشكالات عمده ی دانش جویان و نوآموزان ترجمه دانش زبانی اندك آنان است و چاره و راه حل این مشكل متن خوانی است . با خواندن متن واژگان و ساخت های نحوی به طور ناخودآگاه وارد ذهن وزبان خواننده می شود . این كار شاید بهترین نوع تمرین زبان باشد . عده ای از زبان آموزان ضعف زبان خود را می خواهند با خواندن كتاب های دستورزبان و از بركردن واژگان جبران كنند . گرچه این گونه مطالعات نیز مفید است ،اما تاثیر و كارایی متن خوانی از آن ها بیشتر است . توصیه ی استادان ترجمه و ادیبان به مترجمان مبنی بر مطالعه ی متون كلاسیك یا رمان وداستان معاصر با این روش نیز عملی می شود، مضافا این كه در این روش علاوه بر زبان مادری ،امكان آشنایی بیشتر با زبان دیگر نیز فراهم می شود . گذشته از این مقابله ی متون ادبی با جذابیت های خاص خود، باعث می شود دانش جو و ترجمه آموز نه تنهــا از این كار خسته نشود، بلكه كشش و علاقه اش بیشتر هم بشود . اگر مترجمِ آثار ادبی فارسی به انگلیسی فرد برجسته و با صلاحیتی مانند رینولد نیكلسون مولوی شناس ،آرتور جفری آربری و ادوارد براون باشد، مقابله ی ترجمه ی آن ها با متون كلاسیك ادب فارسی خود نوعی تحلیل معتبر متن است . چنین مترجمانی تحلیل و تعبیر و تفسیر معتبری از متن دارند و ترجمه ی آنان می تواند گره گشای درك ناشناخته ها و مبهمات اثر باشد . نیكلسون شرحی بر مثنوی نوشته ،اما آیا او تمام نكات این اثر را در این شرح آورده است ؟ قطعا با مطالعه ی ترجمه ی او از مثنوی ( The Mathnavi Of Jalaluddin Rumi, 2002 ) می توان نكات جدیدی را از خلال این كتاب دریافت .

2-1. ترجمه و نقش مقابله ی متون در آن

دركلاس های ترجمه به علت نفس كار و گرایش های فردی استادان ترجمه، دانش جویان و ترجمه آموزان با روش های محدودی آشنا می شوند . نكته ی مهم تر این است كه دانش گاه های ما جولان گاه نظریه و تئوری و نظریه پردازی است و عمل و تجربه جایگاه شایسته ای در آن ها ندارد . دانش جویان غالبا پس از فارغ التحصیلی و اشتغال به كار، به جنبه های عملی رشته های خود می پردازند و این تازه اول كار آن هاست . از سوی دیگر ،از بس سخنان ضد و نقیض از استادان مختلف می شنوند یا گفتار نظری انتزاعی استادانشان را درست درك نمی كنند كه دچار نوعی سردرگمی و بلاتكلیفی می شوند . مقابله ی متون ترجمه شده با متن اصلی باعث رفع برخی از این ابهامات می شود، ترجمه آموز  با كاربرد عملی  نظریات  ترجمه آشنا

می شود، با روش ها و شیوه های گوناگون ترجمه آشنا می گردد   و راه و روش ترجمه را می آموزد .

از آن جا كه ادبیات محمل هنرمندی و سخن آرایی نویسندگان و شاعران است ،آثار ادبی از نظر واژگانی و نحوی بسیار غنی اند . در متون غیر ادبی و عادی تنها می توان جلوه های زبان عمومی و كلی مشترك بین همگان را یافت . زبان ادبی  از آنِ خواص و هنروران است ،آرایه های كلامی و صنایع لفظی و معنوی فراوانی در آن به كار می رود و بازتابی است از گونه ی برتر سخن پردازی . ترجمه ی ادبی نیز همین ویژگی ها را دارد . در باب نقش ترجمه های ادبی در باروری و شكوفایی زبان مقصد بسیار گفته اند . شعر نو و داستان كوتاه و رمان ایرانی حاصل آشنایی ما با ادبیات غرب و عمدتا از رهگذر ترجمه بوده است . هایكوی ژاپنی از راه ترجمه به غرب و از آن جا به ایران راه خود را باز كرد . حال كه این گونه ی زبانی این قدر پربار و غنی است ،چرا از دستاوردها و سخن سازی ها و سخن آرایی های ترجمه های ادبی ،در آموزش ترجمه و بهبود آن و تعمیق هر چه بیشتر دانش ترجمه پژوهی استفاده نكنیم ؟

    مترجمان ادبی غالبا افراد زبان دان و زبان آگاهی هستند كه گاه دست كمی از خود مولفان ندارند و گاهد مانند میرزاحبیب اصفهانی و احمد شاملو به مراتب برتر و بالاتر از مولف اند . اینان خود سخن وران و سخن سازان بزرگی اند كه با زیر و بم ها و ظرایف و نوادر زبان مادری خود عمیقا آشنا هستند و بر امكانات آن اشراف دارند، به وقت ضرورت خود می توانند واژه ای ابداع كنند و خوب می دانند كه چه گونه مفهوم زبان مبدا را در بهترین و شیواترین و سلیس ترین وصریح ترین قالب زبان مادری شكل دهند. شناخت ابداعات و ابتكارات و تركیبات مترجمان خوب ادبی روش های گوناگون و فنون و ترفندهای زبانی مختلفی را برای مترجم فراهم می كند .

3-1. فرهنگ نگاری و نقش مقابله ی متون در آن

فرهنگ نگاران نیز می توانند بهره های فراوانی از مقابله ی آثار مترجمان ادبی ببرند . فرهنگ هزاره تنها از هنر سه زبان شناس و ادیب سود برده است، ولی اگر در فرهنگ نویسی امكان استفاده از شیرین كاری های ده ها و صدها مترجم برجسته ی زبان دان فراهم باشد، مسلما بسیاری از نكات پیچیده و سخت این رشته ی خطیر آشكار و راه حل آن پیدا خواهد شد . برخی از متون غیر ادبی در پایان خود واژه نامه هایی دارند كه در آن فهرستی از معادل های فارسی اصطلاحات خارجی را می آورند . این گونه معادل ها در بدنه ی اصلی كتاب، پی نویس و پانویس آن ها نیز یافت می شوند . كتاب های مرجع زیادی با عنوان  واژگان  این گونه معادل ها را در یك جا گرد می آورند و بدین ترتیب ،خدمت بزرگی به فرهنگ نگاری و نیز واژه گزینی و معادل یابی می كنند مانند واژگان متالورژی (مواد)، زهرا سلطان پور (1374) ؛ واژگان زیست شناسی، رضا فرزان پی ومهرآذر فارسی (1377) ؛ واژگان شیمی و مهندسی شیمی ،علی پورجوادی (1379) و … . برشمار این گونه كتاب های مفید مرجع روز به روز افزوده می شود . اما این پژوهش مفید در متون ادبی ترجمه شده صورت نگرفته است . یك دلیل آن شاید این باشد كه مخاطب و استفاده كننده ی چنین كتاب هایی بسیار محدود است و در واویلای كاغذ و نشر ایران برای ناشر صرف نمی كند كه روی چاپ چنین آثاری سرمایه گذاری كند . ( در نتیجه، این كار به سازمان های پژوهشی دولتی مانند فرهنگستان زبان و ادب باید محول شود . )

صالح حسینی (1380) با فرهنگ برابر های ادبی آغازگر این خدمت شایسته بوده، همان طور كه كتاب مرجع واژگان رامدیون همت داریوش آشوری هستیم . ( اندیشه ی طرح موضوع فواید مقابله ی متون ترجمه شده با متن اصلی را مدیون همین اثر صالح حسینی هستم، درست به همان گونه كه او این اثر را مدیون«هم نفسی با دلیل راهی همچون ابوالحسن نجفی » بوده است .این « فرهنگ مقابله ای که در نوع خود  بی نظیر  است – گوشه ای  از  تلاش  مترجمان  ]ادبی[ را در معادل اندیشی و برابر یابی و ابداع واژگان باز می نماید . ] در این فرهنگ [ نزدیك به پنجاه كتاب ] ادبی [ از جمله دو داستان كوتاه با متن اصلی مقابله شده است » (صالح حسینی 6-5 : 1380) .

4-1. واژه گزینی و واژه سازی و نقش مقابله ی متون در آن

بخش عظیمی از فعالیت های سه فرهنگستان تاریخی و چهار فرهنگستان كنونی ما بر   واژه گزینی و معادل سازی متمركز بوده و فعالیت های زیادی نیز توسط ادیبان زبان شناسان و متخصصان خارج از فرهنگستان صورت گرفته است . گرچه آغاز واژه گزینی و معادل یابی به بزرگانی چون ابوریحان بیرونی و ابن سینا بر می گردد، این كار از زمان تاسیس دارالفنون در 1230 شمسی آغازی نویافت و با تاسیس فرهنگستان ایران در 1314 نهادینه شد و در دوران تعطیلی فرهنگستان ها هنچنان ادامه یافت . دستاوردهای حاصل از مقابله ی ترجمه با متن اصلی، منبعی غنی برای دست اندركاران واژه سازی خواهد بود . از آن جا كه بخش عمده ای از فعالیت های واژه گزینی به انفراد صورت گرفته، بهره وری از تجربیات و بر ساخته های تعداد زیادی از مترجمان بزرگ كه زبان دانان برجسته ای بوده اند اطلاعات ذی قیمتی در اختیار واژه سازان قرار می دهد.

2. فواید واژگانی و نحوی و روش شناختی مقابله ی ترجمه با متن اصلی

پس از ذكر مقدماتی در مورد فواید زبانی و ادبی مقابله ی ترجمه با متن اصلی و نقش عظیم آن در تعمیق فرهنگ نگاری ،نمونه هایی از فواید واژگانی و نحوی وروش شناختی این كاررا می آوریم . این تحلیل ها در درجه ی اول بر اساس مقابله ی ترجمه های حافظ و مولوی و سعدی صورت گرفته است كه برای اثبات گفته های خود از منابع دیگر كمك گرفته ام . نمونه ها به صورت پیوست در آخر مقاله آمده است . ( در متن مقاله از دادن ارجاع به صفحات ترجمه و متن اصلی خودداری كرده ایم ولی شماره صفحات آن ها در بخش پیوست موجود است . ) ابتدا فواید واژگانی و سپس فواید نحوی این فرایند را بررسی می كنیم و آن گاه نمونه ای از كمك آن به آشنایی با یكی از فرایند های ترجمه را می آوریم .

1-2. فواید واژگانی

1-1-2. در نمونه های پیوست این مقاله از حافظ  سینه ی نالان = bearning heart  و رخشان = Gleaming  را می بینیم . پس وند «- ان» را در رخشان و نالان در اصطلاح دستور سنتی نشانه صفت حالیه، صفت مشبهه و صفت فاعلی می خوانند . با نگاهی به ضیاء الدین هاجری ( 5-74 : 1377) و نجف علی میرزایی (131 : 1372 ) و جان سینكلر و همكاران (83: 1999) می توان دریافت كه –ان و ing - از نظر معنا و كاربرد یكسان اند . صالح حسینی (1380) دو مدخل دال بر این شباهت آورده است : مویه كنان wailing و لرزان لرزان ایستادن stand  shivering .آیااین شواهد برای معادل دانستن - ان  با ing  -كافی است ؟ به سراغ یادداشت های شخصی ام می روم و این موارد را پیدا می كنم:

befitting           شایان                                             groaning                   نالان            

cutting               بران                                              howling                      زوزه كشان

deserving          شایان                                             laughing                           خندان

fleeting            گذران                                            wandering               سرگردان

flowing              روان

flying                 پران

شواهد فوق به خوبی معادل بودن این دو عنصر را اثبات می كنند .

2-1-2. در فرهنگ برابرهای ادبی صالح حسینی (1380) با واژه ی چندش آور در مقابل hideous برخورد می كنیم . آیا می توان  – آور را از جمله معادل های پسوند ous – شمرد ؟ آیا اصولا می توان  – آور را وندواره دانست ؟ خسروكشانی (1371) كه تعدادی از وندواره های پركاربرد را بررسی كرده است از این عنصر یاد نمی كند . برای پاسخ به سوال اول به یادداشت های شخصی ام در مورد ous – و دیگر پس وندهای انگلیسی مراجعه می كنم .

-ous

joyous             شادی آور                         suspicious                   ظن آور

stupendous     حیرت آور                         marvellous             حیرت آور

approbrious      ننگ آور   

-able 

pleasurable       شادی آور                        risible                       خنده آور

miserable             شرم آور                       pitiable                      رقت آور

profitable             سودآور

-ing

overpowering    هیبت آور                       intoxicating aroma       عطر سكرآور

appetizing            اشتهاآور    

-ful

disgraceful         شرم آور،ننگ آور        wonderful                 شگفت آور  

gainful               سودآور                          rueful                         تاسف آور

shameful        خجالت آور ، شرم آور        harmful                     زیان آور

-some

loathsome               تهوع آور                   awesome         ترس آور رعب آو،

tiresom                 كسالت آور                  bothersome               رنج آور   

worrisome            نگرانی آور                  wearisome                    ملال آور      

lonesome              دل تنگی آور ، ملالت آور 

- y

cocky                            بندآور                  weary                     خستگی آور

queasy            تهوع آور [غذا ]                  teary                         اشك آور

scratchy                خارش آور

-agog(ue)

sialogogue               بزاق آور                    emmenagogue      قاعدگی آور

galactogogue             شیرآور                     hypnogogic             خواب آور

- genetic , - genic

spermatogenetic     نطفه آور                      pyrogenic                 تب آور

مثال های دیگر :

fevered      اضطراب آور ،دلهره آور    

inflammatory    آماس آور                                    lucrative          سود آور

farcical              خنده آور

چهل و شش مثالی كه در این جا در مقابل وندها و وندواره های انگلیسی –agogue , - y , some ,- ful , - able , - ous      و … آوردیم نشان می دهد و اثبات می كند كه – آور عنصر كم  بسامدی نیست و آن را می توان و باید در پژوهش هایی مانند اشتقاق پس وندی در زبان فارسی امروز از خسرو كشانی (1371) جای داد . پس این عنصر هم وندواره است و هم پر بسامد و هم می توان از آن در معادل سازی و واژه گزینی در برابر وندهای صفت ساز و اسم فاعل ساز زبان های اروپایی سود برد .یادداشت برداری های بعدی نگارنده پس از تالیف این مقاله موارد زیادی از کاربرداین عنصر فارسی را در مقابل پس وندهای انگلیسی نشان می دهد.   

3-1-2. در مقابله ی دو بیتی های باباطاهر عریان با ترجمه ی انگلیسی هرون آلن (1352) به یك صفت برخورد می كنیم كه با پس وند – y ساخته شده اند : Briny  (= پرنمك ) . این  سوال  در ذهن

پژوهش گر جرقه می زند : آیا می توان  پر__  را از جمله معادل های پس وند – y دانست ؟ ابتدا شعر باباطاهر و ترجمه انگلیسی آن را می آوریم :

' Tis Heaven's whim to vex me and distress '

My wounded eyes hold ever briny tears.

ز شورانگیزی چرخ و فلك بی          كه دایم چشم زخم پر نمك بی

(باباطاهر عریان115-39 : 1352)

در جستجوی پاسخ به این سوال به یادداشت های شخصی ام مراجعه كردم . واژه های زیادی در فارسی با وندواره ی پر- ساخته شده و فرهنگ نویسان از آن ها در مقام معادل صفت های مختوم به – y استفاده كرده اند :

bushy          پربوته        herby     پرگل وگیاه            noisy         پرسروصدا

cloudy         پرابر          knoty           پرگره               pithy             پر معنی

grassy     پر علف         meaty          پرگوشت           risky          پرمخاطره

snowy      پربرف

4-1-2. تكرار یكی از فرایندهای واژه سازی فارسی است كه در آن واژه ای عینا تكرار می شود و معنای جدیدی از آن به دست می آید یا معنای واژه ی پایه تشدید می شود مانند قطره قطره ، تك تك، گرمِ گرم ، تگری تگری . نیكلسون در برابر

 شرحه شرحه  ی مولوی از torn  یعنی صفت مفعولی فعل tear  استفاده كرده است . آیا می توان بافرایند فارسی تكرار برای صفت مفعولی انگلیسی (-ed + مصدر بدون to ) معادل زایا ساخت؟

به یادداشت های شخصی ام مراجعه كردم :

far-gone        مست مست             granulated              دون دون  ، دانه دانه

forked شاخه شاخه                       flecked    لكه لكه، نقطه نقطه، خال خال

gnarled              گره گره             crazed          ترك ترك  [چینی و غیره ]

jagged         دندانه دندانه

2-2. فواید نحوی

1-2-2. در فرهنگ های دو زبانه می توان معادل واژه ها و تركیبات و عبارات را یافت . اما برای یافتن معادل های ساخت های نحوی و دستوری باید به چه مرجعی مراجعه كرد ؟ كار فرهنگ دادن تعریف و / یا معادل واژه هاست و ساخت های نحوی درآن  جا ندارد . گرچه در فرهنگ های زبان آموز تعدادی از این ساخت ها را می توان یافت، اساسا مرجع یكپارچه ای برای معادل یابی نحوی وجود ندارد . مگر این كه دستور مقابله ای[1] مثلا انگلیسی و فارسی تهیه شود كه  چنین پژوهشی تا كنون صورت نگرفته است . پس چه باید كرد ؟ نگارنده در وضع كنونی چاره ای جز یافتن معادل های نحوی از طریق مقابله ی ترجمه با متن اصلی سراغ ندارد . در این جا بخشی از ساخت های نحوی موجود در دو مثال پیوست از مولوی و حافظ می آوریم . در نمونه پیوست از گلستان سعدی فقط ساخت های نحوی آمده است .

It is not far                        دور نبود               to be of no account             سهل بودن

to held excused          معذور داشتن               to be confined                   محرم بودن

It may be that      باشد كه، شاید كه              in thanks of             شكرانه ی   [به]

to make inquiry            تفقد كردن               to fulfil the needs         حاجت رواشدن

to be no need             مستغنی بودن                to grant prayer           حاجت رواكردن

save to                                   جز                   how many a one                        ای بسا

take care                                 زنهار               It is no matter                   باكی نیست

in thanks for                      به شكرِ                 to win one's desire        برخوردارشدن

by devine destiny       از قضا (  معنای لفظی واصطلاحی)

2-2-2. صفت های فارسی را در مواردی می توان به تركیب دو اسم با of  ترجمه كرد. تبدیل مقوله ی دستوری یا ابدال دستوری[2] یا دگرسازی یعنی تبدیل مثلا صفت به اسم، فعل به اسم، قید به صفت یا برعكس در ترجمه روش بسیار متداولی است كه اصول آن را ابتدا كت فورد (82-73 : 1974) صورت بندی كرده است . در مثال های زیر صفت فارسی به تركیب اسمی اضافی تبدیل شده است :

dark of eye                      سیه چشم              moon of face                           ماه سیما

demon of nature        دیو سیرت                  straight of stature                    سهی قد       

distraught of stare     مضطرب حال             sweet of work                      شیرین كار

lofty of degree                 عالی مقام             sweet of song                     خوش الحان

lofty of star             بلند اختر                       the torment of the  city       شهر آشوب

3-2-2. صفت  هایی هستند كه در فارسی به آن ها نشانه ی جمع اضافه می شود كه در نتیجه، آن ها را به اسم تبدیل می كند . این ساختار را در انگلیسی با ones به اضافه ی یك صفت پیشین می سازند :

immature ones                        خامان             the fair ones                         مه رویان

intoxicated ones                    سكاری            the beloved ones          محبان، احباب

light - burdened ones    سبك ساران             boat-stranded one      كشتی شكستگان

saucy dainty ones          لولیان شوخ

4-2-2وقتــی صفت در انگلیسی بــا حرف تعـریف معیـن the می آید  به تمام افراد گروه دلالت می كند . این عبارت معنای جمع دارد در فارسی اگر علامت جمع -ان یا -ها به صفت اضافه شود به اسم تبدیل می شود مانند خوبان، بدها، مقدسان ، سیاهان .

   توبه … مرحم ریش دردمندان است و حبل افتادگان است و دلیل گم شدگان است ونور بصیرت روندگان است .

( شیخ جام، مفتاح النجات،به نقل از فخر الزمان محمودیان  1359:62 ).

با نگاهی به نمونه های زیر می توان دریافت كه صفت در هر دو زبان به اسم تبدیل می شود :

در فارسی با استفاده از نشانه های جمع -ها و -ان و در انگلیسی با استفاده از the .

the cruel                        ستم كیشان               the afflicted                  غمزدگان

country of the dumb  دیار بی زبانان               the hopeful                    امیدواران

the poor                             مسكینان               the guilty                    گناه كاران

the meek                              حلیمان               the lustful              شهوت بارگان

the blessed                    پرهیزكاران               the wakeful                 سحرخیزان

( صالح حسینی 1380 )

5-2-2. درانگلیسی ابتدا توصیف گر و سپس هسته ی گروه اسمی قرار می گیرد . توصیف گرهای اسمی و صفتی مانندhistory و blue  قبل از اسم می آیند مثلاa blue book  و a history book  . به عبارت دیگر، توصیف گرهای انگلیسی غالبا پیشین اند .

     این امر در توصیف گرهای فارسی برعكس است ، یعنی ابتدا هسته ی گروه اسمی كه اسم است می آید و سپس صفت یا مضاف آن مانند  حیوان نجیب  و  آینه ی روزگار  .

نجیب و روزگار توصیف گر پسین اند . در انگلیسی گاهی توصیف گر، مانند فارسی، پس از هسته ی اسمی قرار می گیرد .این مثال ها را در نمونه های پیوست یافتم :

the wine remaining                    می باقی

power temporal                       ملك دنیا

power spiritual                        ملك دین

profilgates intoxicated         رندان مست

این ساختار برای زبان آموز انگلیسی وترجمه آموز مشكل آفرین است . نوآموز انگلیسی به توصیف گر پیشین عادت كرده است و تحلیل دستوری و درك معنای توصیف گر پسین انگلیسی برایش سخت است . نگارنده خود دچار این مشكل بوده و در ترجمه های دانش جویان خود نیز شاهد بوده كه آن ها این ساختار را تشخیص نداده اند . بنابراین، با توجه به مثال های فوق و با مراجعه به كتاب های دستور، به دنبال رفع این مشكل می روم و مطالب فوق و موارد زیر را در كلاس مطرح می كنم .

 

عبارت صفتی در موارد زیر به صورت توصیف گر پسین انگلیسی قرار می گیرد :

(الف) هنگامی كه هسته ی اسمی و صفت عبارتی اصطلاحی تشكیل دهند :

heir apparent      وارث مسلم          court martial           دادگاه نظامی

attorney general  دادستان كل 

China proper   چین اصلی، سرزمین اصلی چین           

the sum total           مبلغ كل          the amount dueمبلغ قابل پرداخت

(ب) وقتی هسته ی گروه اسمی ضمیر باشد :

something interesting                 چیزی قابل توجه

somebody important                          شخصی مهم

nothing useful                      هیچ چیزبه دردبخور   

(پ) وقتی صفتی حرف اضافه داشته باشد :

people averse to hard work           افراد مخالف با كار سخت

the difficulties implicit in this kind of undertaking

مشکلات ضمنی این نوع شغل/ تعهد

(ت) وقتی بعد از صفتی بند مصدری قرار می گیرد. شایان ذكر است كه امكان دارد too یا enough قبل از صفت بیاید كه در مواردی این كار اجباری است :

children reluctant to obey                      كودكانی كه تمایلی به اطاعت ندارند    

كتاب های دیر یاب           books hard to come by                                            

 

 a theory (too) difficut to explain           نظریه ای كه توضیح آن (بسیار) مشكل است

 students clever enough to undrestand this     

دانش جویانی كه آن قدر باهوش اند كه این موضوع را درك می كنند

(ث) وقتی صفت تفضیلی بــاشد یــا قبل از آن as ،more  یا less  بیاید و یك بند مقایسه ای بعد از آن قرار بگیرد :

a car faster than Jaguar                                                    اتومبیلی سریع تر از جاگوار

a  country - house more expensive than Johns     

خانه ی ییلاقی ای كه از خانه ی جان گران تر است

a  plan less ambitious than we expected 

طرحی كه آن قدرها هم كه انتظارش را داشتیم بلند پروازانه نبود

a  man as rich as my father       

مردی كه به اندازه ی پدرم پول دار است

(ج) وقتی كه so  قبل از صفت بیاید و بعد از آن بند تام یا ناقصی قرار بگیرد :

a point too trivial that it is not worth mentioning     

  نكته ای كه آن قدر جزئی است كه ارزش بحث كردن را ندارد .

 a  light so intenes as to blind the eyes

 نوری  آن قدر شدید كه چشم را كور می كند/می زند

 (چ) وقتی كه صفت پسین عضوی باشد از فهرست بسته ای مانند present ,alive, involved, concerned و چند صفت مختوم به – able , - ible :

the people present                                            جمعیت حاضر            

the factors involed                                             عوامل دخیل

the happinest man alive       خوش بخت ترین آدم روی زمین

all people concerrned            تمام افراد ذی ربط / ذی صلاح

the easist solution conceivable            آسان ترین راه متصور

the only person responsible                           تنها فرد مسئول

( F. Aarts and J.Aarts 1988 : 112-3 )

 

3-2 . كمك مقابله ی ترجمه با متن اصلی در آموزش روش ترجمه

1-3-2 . افزایش، كاهش و تغییر از مسائل مهم ترجمه پژوهی است كه در نظریات جدید از آن تحت عنوان تصریح یاد می شود . برای مثال نمونه های بارزی از افزایش و تصریح را می توان در غزلی از دیوان شمس ( 6-5:1363 ) با ترجمه ی آربری ( 1968:7-8 Jalal al-din Rumi ) یافت .  

مترجم در این ترجمه افزوده هایی به غزل مولوی دارد كه بررسی آن ها و ترجمه هایی از این نوع به ترجمه آموز كمك می كند فرایند افزایش را به راحتی و به درستی درك كند، تصور صحیحی از آن پیدا كند و خود با تجربه ای كه از این رهگذر اندوخته است بتواند از این روش به درستی در ترجمه های خود سود ببرد . ( واژه هایی كه زیرشان خط كشیده ایم افزوده های  مترجم اند . )

زان سوی او چندان كرم، زین سو خلاف و بیش و كم

زان سوی او چندان نعم، زین سوی تو چندین خطا

 So much generosity on his side on yours such niggling contraries ! So many graces from him so many faults committed by you !   ( 7-5 )

از جرم ترسان می شوی ،وز چاره پرسان می شوی

آن لحظه ترساننده را با خود نمی بینی چرا؟

You are fearful at last of your wrongdoings , you seek desperately a way to salvation … (7-5)

چندان دعا كن در نهان، چندان بنال اندرشبان

كز گنبد هفت آسمان در گوش تو آید صدا

Offer up so many prayers weep so sorely in the night season , …… (7-5)

گر مجرمی بخشیدمت، وز جرم آمرزیدمت

فردوس خواهی دادمت ،خامش رها كن این دعا

if you are a sinner, I have forgiven you and granted you pardon for your sins . Is it paradise you seek ? Lo  I have given it to you , be  silent , cease these petitions ! (7-4)

ور عاقبت این چشم من محروم خواهد ماندن

تا كور گردد آن بصر كو نیست لایق دوست را

But if in the end this eye of mine should be deprived forever let that sight indeed become blind which  is unworthy to  be hold the beloved ! (8-6)

3 . فرجام سخن

به جرئت می توان گفت تا كنون از فواید و مزایای مقابله ی ترجمه با متن اصلی غافل مانده ایم و در متن شناسی مقابله ای نیــز توجه شــایسته ای به آن نشده، هم چنان كه ما خود نیز نسبت به دیگر شاخه های زبان شناسی به متن شناسی مقابله ای بی اعتنا بوده ایم . اگر پژوهش های بیشتری در این زمینه صورت گیرد، نقش های دیگر مقابله ی ترجمه با متن اصلی در زبان آموزی، آموزش ادبیات، ترجمه ، فرهنگ نگاری و واژه سازی و واژه گزینی روشن تر نیز خواهد شد .

پیوست 1
پیوست 2 و 3
 * * *

كتاب شناسی

الف . منابع فارسی

بابا طاهر عریان ، 1352 . دیوان باباطاهر عریان . به كوشش سید اسدالله مصطفوی.تهران: مولف.

پور جوادی ، علی ، 1379 . واژگان شیمی و مهندسی شیمی . تهران : مركز نشر دانشگاهی .

حافظ شیرازی ، 1362 . دیوان خواجه شمس الدین محمد شیرازی . به اهتمام ادیبی تهرانی .

تهران : انتشارات نوین .

_________ ، 1379 . دیوان حافظ ،  بر اساس نسخه ی نو  یافته ی  بسیار  كهن . به كوشش سید صادق سجادی و علی بهرامیان ، توضیح واژه ها و معنای ابیات از كاظم برگ نیسی .

تهران : فكر افروز .

حسینی . صالح ، 1380 . فرهنگ برابرهای ادبی ، فارسی انگلیسی  ،  انگلیسی فارسی  .

  تهران : انتشارات نیلوفر .

سعدی ، 1367 . كلیات سعدی . به اهتمام محمد علی فروغی . تهران : انتشارات امیركبیر .

سلطان پور ، زهرا ، 1374 . واژگان متالوژی (مواد) . تهران : مركز نشر دانشگاهی .

فرزان پی ، رضا و مهرآذر فارسی ، 1377 . واژگان زیست شناسی . تهران: مركز نشردانشگاهی .

كشانی ، خسرو ، 1371 . اشتقاق پس وندی در زبان فارسی امروز . تهران : مركز نشر دانشگاهی .

محمودیان ، فخر الزمان ، 1359 . شناخت واژه . تهران : دانش گاه آزاد ایران .

میرزایی ، نجف علی ، 1372 . فرهنگ ا دستور صطلاحات زبان فارسی. قم : انتشارات مدین .

هاجری ، ضیاء الدین ، 1377 . فرهنگ وندهای زبان فارسی . تهران : انتشارات آوای نور .

یوسفی ، غلامحسین ، 1363 . كاغذ زر ، یادداشت هایی در ادب و تاریخ . تهران : انتشارات یزدان .

ب . منابع انگلیسی

Aarts , Flora  and  Jan  Aarts . 1998  . English   Syntactic  Structures   .  New York  :

       Printice   Hall.

Catford , J . C . 1965 . A Linguistic  Theory Of Translation  . Oxford : Oxford  University

        Press.

Hafiz – I – Shiraz . 1983 / 1362  . The Divan – I – Hafiz . Translated by H . Wilberforce

       Clarke . Tehran :    Padide Publications . 

Jalal Al-Din Rumi (1968 ) Mystical Poems of Rumi .Tr. A. J. Arberry .Chicago : The    University of Chicago Press .

----------------------- .( 1889 / 1994 )Selected Poems from the Divani Shamsi Tabriz .Tr. R .A. Nicholson . Surrey : Curzon .

------------------------ . ( 2002 / 1381 ) The Mathnavi of Jalaluddin Rumi .Editted and translated by R . A . Nicholson > Tehran : Soad Publication .

Sinclair , et al (1999 ) A Dictionary of Wordformation. London : HarperCollins Publishers.



[1] . Contrastive  Grammar 

[2] . Translation shift

+  90/01/10ساعت 16:30نوشتۀ   حسن هاشمی میناباد  |